موعود_منتظران مهدی
 
به وبلاگ من خوش آمدی دوست عزیز

 

خیلی جالبه لطفا دانلود کنید

دانلود در لینک زیر



برچسب‌ها:
نوشته شده در تاريخ جمعه 27 دی 1392برچسب:, توسط alireza afshar

 

سلام دوستان عزیز ببخشید که مطالب تکراری شد امتحاناتم شروع شد نتونستم مطالب را بروز کنم ان شاء الله از این به بعد در خدمت شم خواهیم بود



برچسب‌ها:
نوشته شده در تاريخ جمعه 27 دی 1392برچسب:, توسط alireza afshar

 

استاد رائفی پور و ناگفته های 8 سال دفاع مقدس



برچسب‌ها:
نوشته شده در تاريخ شنبه 7 دی 1392برچسب:, توسط alireza afshar
نوشته شده در تاريخ شنبه 7 دی 1392برچسب:, توسط alireza afshar

 

 

وقتی در سال 1998 ، پس از گذشت 20 سال  از ساخت فیلم "روزهای بهشت" ، ترنس مالیک فیلم "خط باریک قرمز" را درباره جنگ گواداکانال آمریکا در ژاپن برپرده سینما برد ، خیلی ها بازگشت وی به سینما را غنیمت شمرده و آن را ناشی از بروز دیدگاههای جدید در این کارگردان کم کار سینما دانستند. اگرچه هر دو فیلم قبلی مالیک یعنی "برهوت" در سال 1973 و "روزهای بهشت" در سال 1978 مورد پسند برخی منتقدان قرار گرفته و فیلم "روزهای بهشت" علاوه بر نامزدی دو جایزه اسکار بهترین فیلمبرداری و صدا ، اسکار فیلمبرداری را توسط نستور آلمندروس از آن خود کرده بود.

 

اما پس تراژدی های عاشقانه ای که مالیک در فیلم های "برهوت" و "روزهای بهشت" درباره فرار و گریز از کلان شهرها به سوی طبیعت و سپس سرخوردگی در آن تصویر کرد ، آشکارا تغییر نگاه وی در "خط باریک قرمز" از برانگیخته شدن غریزه خشونت در دامان طبیعت به نماد مامن و پناهگاه انسانی در مقابل تمدن و مدرنیسم احساس گردید. اگرچه در اواخر فیلم "روزهای بهشت" نیز بیابان و طبیعت گریزگاه دو جوان خسته از روابط از هم گسیخته شهری بود.

 

اما فیلم "خط باریک قرمز" به دلیل همین نگاه که از نوعی نگرش ایدئولوژیک کهن درباره رابطه متقابل انسان و طبیعت (در برابر ارتباط انسان و خدا) می آمد، نامزد دریافت 7 جایزه اسکار در سال 1999 (در آستانه هزاره سوم) شد اما قافیه را به فیلم "نجات سرباز وظیفه راین" استیون اسیلبرگ باخت ، چرا که ورای آن دیدگاه نانورالیستی و طبیعت گرا ، به طور کلی بیانیه علیه جنگ و میلیتاریسم به شمار می آمد. همان نوع نگاهی که 10 سال بعد در فیلم "آواتار" جیمز کامرون رویت شد. و شاید همین نوع نگرش نیز باعث واگذاری میدان اسکار توسط جیمز کامرون و آواتارش به همسر سابقش یعنی کاترین بیگلو و "محفظه رنج" او شد. اما آنچه آثاری همچون "خط باریک قرمز" و "آواتار" را برجسته ساخته و می سازد ، نوع دیدگاه عمیقا ایدئولوژیک آنها براساس نظریه ای است که امروزه در منظر برخی کارشناسان و تئوری پردازان " دین نوین جهانی " خوانده می شود. نظریه ای که بخشی از همان پروژه به اصطلاح "نظم نوین جهانی" به شمار می آید.

 

ترنس مالیک نگاه ایدئولوژیک و طبیعت گرای خویش که رگه هایش از فیلم "روزهای بهشت" آغاز شده بود و در "خط باریک قرمز" تکامل جدی پیدا کرد را در فیلم سال 2005 خود تحت عنوان "دنیای نو" براساس داستان قدیمی "پوکاهانتس"( که در سال 1995 نیز یک انیمیشن بلند سینمایی براساس آن ساخته شد) به یک ترکیب آرمانی و تاریخی رسانید. یعنی همان تم طبیعت گرایی و رابطه معنوی انسان و طبیعت را به یک واقعه تاریخی ایدئولوژیک یعنی فتح قاره آمریکا ( به عنوان نقطه عطفی برای عملی ساختن باورهای اعتقادی فاتحان پیوریتن آن ) پیوند زد و حضور نخستین مهاجران به این قاره و تسخیر مکان و سرزمین بومیان و قتل عامشان را به مثابه یک پیوند عمیق معنوی با طبیعت که از درونش عشقی به اصطلاح غیر افلاطونی هم بیرون می زند، به تصویر کشید. یعنی دقیقا همان باور و اعتقادی که در نگاه پیوریتن ها(همان مسیحیان صهیونیست) معتقد به ماموریت آمریکا برای زمینه سازی بازگشت مسیح موعود(براساس دو شرط برپایی اسراییل بزرگ و جنگ آخرالزمان) موج می زد و برای همین به قاره نو رفتند و آن را اورشلیم جدید نام دادند.

 

بقیه در ادامه مطلب



برچسب‌ها:
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه 6 دی 1392برچسب:, توسط alireza afshar
به نظر میرسد ‘افسانه جادوگر’ عنوان هوشمندانه ای است که برای فیلم سینمایی ‘کارآموز استاد ساحر’ برگزیده شده است تا حساسیت های احتمالی در خصوص پخش این اثر را به حداقل برساند.

واقعیت از تخیل عجیب تر است! شاید این جمله مارک تواین نویسنده شهیر آمریکایی در نگاه اول نوعی اغراق ادبی قلمداد شود. اما پخش برخی فیلمهای خاص از شبکه های رسانه ملی عجایب شگف انگیزی را باور پذیر کرده است. تصور کنید برخی مسؤولین رسانه ملی جمهوری اسلامی ایران که از اساس برای حرکت در جهت تفکر ایرانی- شیعی ضد امپریالیستی- صهیونیستی سازمان یافته است اقدام به آموزش باطنی ترین تعالیم مکاتب یهودی و آنگلوساکسان بنماید و جوانان مخاطب خود را به بهره گیری از این تعالیم برای کشف راه آینده دعوت کنند. این تصور عجیب و شگفت انگیز به دست مسؤولین تهیه فیلم های خارجی شبکه سه سیما تحقق یافته است.

نماد تک چشم سمت چپ به خوبی در طراحی پوستر فیلم استفاده شده است
 
بقیه در ادامه مطلب


برچسب‌ها:
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه 6 دی 1392برچسب:, توسط alireza afshar

بسم الله الرحمن الرحیم

جاستین بیبر عروسک صهیونیسم

[تصویر: Justin_Bieber_4.jpg]
هرمهای ماسونی بعنوان تندیس موزیک آوارد سال 2010
?!...AMERICAN MUSIC AWARDS OR MASONIC TOTEMS 

[تصویر: afs5.jpg]
نمادگرایی شیطانی خدای هندو "شیوا"، خدای نابودگر چند دست.


[تصویر: afs2.jpg]
چشم جهان بین در پس زمینه


[تصویر: bb.jpg]
 
بقیه در ادامه مطلب


برچسب‌ها:
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه 6 دی 1392برچسب:, توسط alireza afshar

عنکبوت و نماد آن آنقدر اهميت دارد که در قرآن کريم ، يک سوره به اين نام ، نامگذاري شده است . در اين سوره با مطرح کردن موضوع آزمايش و امتحان الهي و تفاوت ميان اهل ايمان با اهل نفاق و کفر ، به داستان انبياء و رسالت آنها در برابر قومشان مي پردازد . سپس در آيه ي ۴۱ در مورد عنکبوت و وجه تمثيل آن مي فرمايد :

(مثل الذين اتخذوا من دون ا… اولياء کمثل العنکبوت اتخذت بيتاً و ان اوهن البيوت لبيت العنکبوت لو کانوا يعلمون ) ؛ « مثل آنان که غير از خدا را دوستان خود گرفتند ، مثل عنکبوت است که خانه اي براي خود بنياد کرد و اگر بدانند ، سست ترين خانه ها ، خانه ي عنکبوت است » .

در اين آيه به صراحت عنکبوت را نماد کساني معرفي مي کند که با غير از خدا دوستي کرده و بر غير او تکيه مي نمايند . در اين آيه عنکبوت به واسطه ي خانه ي سست و ضعيفي که دارد ، نماد سستي ، بي بنياني و آسيب پذيري مي باشد . از اين دو نکته مي توان نتيجه گرفت که هر دوستي و ارتباطي که با غير خدا باشد ، سست و ضعيف و بي بنيان خواهد بود ، که عنکبوت و خانه عنکبوت و تارهاي او نماد اين دوستي و رابطه ي با غير خداست .

يکي از روشهاي هاليوود در تغيير دادن ذهنيت مردم جهان نسبت به يک موضوع ، ساختن فيلمهايي است با آن مضامين ، که در آنها شخصيت ها و قهرمانان فيلم بر خلاف ذهنيت عمومي مخاطبان رفتار کرده و به مرور زمان ديدگاه مردم نسبت به آن پديده تغيير مي کند.

 

sm11 نقد فیلم مرد عنکبوتی شگفت انگیز

 



برچسب‌ها:
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 3 دی 1392برچسب:, توسط alireza afshar

 

 

در ابعاد مختلف هنر می توان ردپای فراماسونری را مشاهده کرد.

 

در ابعاد مختلف هنر می توان ردپای فراماسونری را مشاهده کرد. فراماسونرها از طریق اعطای بورسیه های تحصیلی و کمک های مختلف به حمایت از هنرمندان پرداخته اند و بسیاری از لژهای فراماسونری آثار هنری زیبایی را خلق یا هزینه تولید آنها را پرداخت کرده اند. به علاوه بسیاری از نویسندگان، هنرمندان و معماران خود فراماسون بوده اند و وابستگی آنها به این جریان بر آثار تولیدی آنها تاثیرگذار بوده است. در ادامه به برخی از حوزه های هنری مورد علاقه جریان فراماسونری می پردازیم.

 

 

معماری ماسونی

تاریخ دانان مدعی هستند که معماری ماسونی همه چیز را (از لژها گرفته تا باغها و ساختمان های قدیمی) تحت تأثیر خود قرار داده است. حتی برخی بر این باورند که شهر واشنگتن بر مبنای نشانه ها و سمبل های فراماسونری ساخته و طراحی شده است. با این حال، تاریخ دانان و محققان در رابطه با رویکرد معماری ماسونی دیدگاه های مختلفی دارند. اکثر این افراد در این خصوص توافق نظر دارند که ویژگی اصلی معماری ماسونی استفاده از نمادها و نشانه های خاص از قبیل پرگار و سه شاخه رز به عنوان نماد کامل می باشد.



برچسب‌ها:
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 3 دی 1392برچسب:, توسط alireza afshar

*قدرتمندترین ابزار تبلیغی شیطان‌پرستان، «سینمای هالیوود» است

حجت‌الاسلام والمسلمین«حمزه شریفی دوست» مدیرگروه عرفان‏های نوظهور نهاد رهبری در دانشگاه‏ها با اشاره به اینکه «هالیوود»، پیامبر شیطان‌پرستی است، ابراز داشت: یکی از پایه‌های ترویج شیطان‌گرایی و بلکه قدرتمندترین ابزار تبلیغی این جریان، «سینمای هالیوود» است؛ به ‌گونه‌ای که اگر این مرکز فرهنگی نبود، هیچ‌گاه این گرایش انحرافی نمی‏توانست در میان عموم به ‌راحتی خود را موجه جلوه دهد، «هنر» در این ‏باره چنان معجزه‌آسا عمل می‌کند که در «فرایند ارتباط»، مخاطب مسحور و مجذوب می‌شود و قدرت تشخیص پیام و تفکیک محتوا از قالب را از دست می‌دهد و در بسیاری از موارد خود را با یک اثر هنری، نه فقط همراه می‌کند که همدلانه برای خود نقش در نظر می‌گیرد و تلاش می‌کند که در اجرای نقش موفق عمل کند، به ‌این ‌ترتیب، محتوای ناشایست و پیام نادرست، آرام آرام خود را به ذهن و فکر مخاطب نزدیک می‌کند و بر قلب و روح او سایه می‏افکند، در نهایت جذب جان او می‌شود.

 *ماموریت جدید هالیوود؛ معرفی آیین و مکتب شیطان‌گرایی

نویسنده کتاب «کاوشی در معنویت‌های نوظهور» افزود: امروزه مرکز مهمی همچون هالیوود که در عرصه هنر سینما فعال و البته تأثیرگذار است، از فرقه شیطان‌گرایی به ‌طور جدی پشتیبانی می‌کند، این ایفای نقش آن‌قدر پر رنگ است که عنوان «پیامبر شیطان‌پرستی» برای این رسانه صهیونیستی، دور از حقیقت نیست، ماهیت و مأموریت فرقه شیطان‌پرستی که امروزه در هالیوود با نام «آیین و مکتب» تبلیغ می‌شود، در محصولات هالیوودی انعکاس تام یافته است، نگاهی گذرا به چند اثر هالیوودی ـ که چندان جدید هم نیستند ـ می‌تواند از طرح حساب شده و درازمدت هالیوود در رسمیت دادن به این فرقه و جذابیت‏بخشی به آن پرده بردارد، این طرح در گام نخست، معرفی، سپس عرضه یک رقیب برای ادیان الهی، آن‌گاه جایگزین کردن، در گام چهارم به حاشیه راندن و در نهایت از بین بردن ادیان الهی خواهد بود.

*«فرزند رزماری» نخستین فیلم شیطان‌پرستی هالیوود

حجت‌الاسلام شریفی دوست با اشاره به یکی از فیلم‌های مهم در ترویج شیطان‌پرستی، به نام «فرزند رزماری» که رومن پولانسکی (کارگردان یهودی) در سال 1968 در هالیوود ساخته است، اظهار داشت: در این فیلم، شیطانی از جهنم می‌آید و نطفه خود را در رحم زنی به نام «رزماری» قرار می‌دهد و به این صورت کودکی شیطانی به نام «آدریان» متولد می‌شود، گهواره این کودک، سیاه رنگ (پرکاربردترین رنگ در فرهنگ شیطان‌پرستی و نماد قدرت تاریکی) و بالای آن صلیبی بر عکس (نمادی که توضیح آن خواهد آمد) آویزان است، در جشن تولد این کودک که افرادی از نژادهای مختلف حضور دارند، چندین بار جمله «درود بر شیطان» تکرار می‌شود، صاحبخانه با خوشحالی می‌گوید: «این کودک، معابد و خدا را از بین خواهد برد و نفرت را آزاد خواهد کرد، او انتقام را در دل‌ها زنده می‌کند و کار خدا تمام است ... درود بر شیطان».

 

فیلم «فرزند رزماری» به کارگردانی«رومن پولانسکی»

 

 

بقیه در ادامه مطلب

 



برچسب‌ها:
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دو شنبه 2 دی 1392برچسب:, توسط alireza afshar

بازار هنر مشهد

هالیوود در خدمت فراماسونری و شیطان پرستی
جالب است بدانید که چراغهای تعبیه شده در نوک هرمهای بازار هنر مشهد شبها روشن میشوند و دقیقا همان هرم ماسونی وچشم درخشان را میتوان در معماری بازار هنر مشهد مقدس مشاهده نمود

علامت دست ماسونها در دست این شخص دیده میشود. آن هم در ایرانسل!!!

هالیوود در خدمت فراماسونری و شیطان پرستی

ساختمان مجلس و طراحی کاملا فراماسونی



توجه کنید! تعداد پنجره های ساختمان در تصویر بالا 33 عدد است که عدد مقدس و آخرین درجه
در فراماسونی است .

عکس هرم درداخل ساختمان مجلس
هالیوود در خدمت فراماسونری و شیطان پرستی

ساختمان بانک قوامین شکلی شبیح به نماد obelisk یکی از نمادهای مهمشان
هالیوود در خدمت فراماسونری و شیطان پرستی

کتیبه مرگ رستم و{چشم جهان بین (دجال)}
ایستگاه مرتبط: علی آباد تهران
هالیوود در خدمت فراماسونری و شیطان پرستی



برچسب‌ها:
نوشته شده در تاريخ دو شنبه 2 دی 1392برچسب:, توسط alireza afshar

هالیوود و نمادها

پس از کشف اتفاقی (؟!) آمریکا و نسل‌کشی ساکنین بومی آنجا و دستیابی به منابع سرشار این سرزمین، مهاجرت یهودیان به آمریکا با حمایت سرمایه‌داران یهود آغاز شد و مهمترین حرفه‌های سنتی یهودیان مانند ایجاد شبکه‌های گسترده تجارت مشروبات الکلی، عتیقه‌جات، مواد مخدر، فحشا، قمار، بانکداری ربوی و تبهکاری سازمان یافته، نیز به آمریکا منتقل شد. در میان نخستین نسل مهاجرین یهودی که توسط لرد راتچیلد و بارون هریش (سرمایه‌داران یهودی) به آمریکا اعزام شدند، بنیانگذاران صنعت سینمای آمریکا (هالیوود) قرار داشتند، مانند لویی مایر، برادران شنک، شموئل گلب فیش (که بعداً نام خود را به ساموئل گلدوین تغییر داد) لویی زلنیک، برادران وارنر، سام اشپیگل، ال‌جانسون اسرائیل بالین (ایروینگ برلین) و غیره.

یهودیان ابتدا سالن‌های سینما را در اختیار گرفتند. آنها به سرعت سالن‌های سینما را گسترش دادند و سپس به تولید فیلم هم پرداختند. با تلاش یهودیان انحصار فیلم‌سازی که متعلق به ادیسون و ساحل شرقی بود، لغو شد و یهودیان عازم ساحل غربی شدند تا «هالیوود» را بنیان گذارند. استودیوهای شش گانه آمریکایی در دهه ۱۹۲۰میلادی، هالیوود را در حومه شهر لس‌آنجلس تشکیل دادند. صاحبان این کمپانی‌ها، یهودی و از مهاجرین اروپای شرقی بودند. این عده شامل برادران وارنر (به ویژه جک وارنر)، ساموئل گلدن، لویی مایر، کارل لمله، ادولف زوکر و ویلیام فاکس می‌شدند که به ترتیب استودیوهای برادران وارنر، متروگلدن مایر، یونیورسال، پارامونت، کلمبیا و فوکس قرن بیستم را تأسیس کردند. اولین استودیو توسط کارل لمله تأسیس شد که نامش یونیورسال بود. آنها از هر چیزی برای موفقیت فیلم‌هایشان استفاده کردند، همانند: سیستم ستاره‌سازی، موضوعات غیراخلاقی، خشونت، اسطوره‌سازی، ترویج خرافات، خیال پردازی، جادو، فلسفه‌ها و تفکرات انحرافی، سمبل‌ها و نشان‌های گمراه‌کننده، فرقه سازی‌های شیطانی، تبلیغات فریبنده و دروغین، استفاده ابزاری از زنان، سرگرمی‌های غیر مفید و مشغولیت‌های کاذب و …

بسیاری از محققان غربی معتقدند هالیوود توسط یهودیان (صهیونیست‌ها ) اداره می شود. صهیونیست‌ها با در اختیار داشتن کنترل کامل هالیوود، به مهمترین و دقیق‌ترین ابزار کنترل اذهان مردم دست یافته‌اند. تهیه‌کنندگان صهیونیزم یهودی، حاکمان مطلق، و کارگردانان و هنرمندان، تحت فرمان آنها هستند. در مجموعه تصاویر زیر که از صحنه‌های مختلف فیلم‌های مختلف جمع‌آوری شده، به وضوح می‌توانید به نفوذ افکار و عقاید فراماسون‌ها و ایلومناتی (فراماسون های بلندپایه) و شیطان‌پرستان در صنعت سینمای هالیوود پی ببرید.

هالیوود و نمادها

در تصاویر ارائه شده، فیلمهایی از سال ۱۹۲۷ مانند متروپلیس وجود دارد تا فیلمهای امروزی. در این تصاویر نماد «چشم جهان بین» بیش از همه خودنمایی می کند و حاکی از ستایش فراماسونها از خدایشان است.

هالیوود و نمادها

به کار بردن این نمادها در فیلمها، تکنیکی از علم کنترل ذهن (Mind Control) می باشد که ناخواسته، تأثیر منفی در ضمیر ناخودآگاه ما خواهد گذاشت مثلا در مورد انیمیشن «Yu-Gi-Oh!: Pyramid of Light» که بسیار معروف بوده و در شبکه مختلف آمریکا، کانادا و چندیـن کشـور اروپایی پخش می شود، داســـتان در مورد نوجوانی است که هرم جهان بینی را پیدا می‌کند که قدرت خاصی به او می دهد و می تواند با آن، کنترل قدرت موجودات فرامادی را به دست گیرد. او از این نیرو در راه خـیر و کـمک به افراد مظـلوم و نابودی افراد ظالم استفاده می‌کند. به خوبی می توان به تاثـیر این فیـلم در ذهن کـودکـان پی برد که چـگونه «هرم جهان بین» پر قـدرت را به عـنوان نماد نـیروی خـیر و خوبی، به اذهـان تلقین می کند.

هالیوود و نمادها

متأسفانه علم مدرن «کنترل ذهن»، امروزه به عنوان ابزاری بسیار مهم برای پیاده کردن طرح شیطانی که خالی کردن جهان از تفکر یکتاپرستی و ترویج شیطان پرستی است، توسط صهیونیزم جهانی مورد استفاده قرار می‌گیرد و مردم نیز از سر ناآگاهی، به دام طرح این شیطان‌پرستان می افتند.
امید است که با آگاهی از چنین مسائلی، مواظب باشیم که فرزندان ما که سازنده نسل آینده می‌باشند، طعمه طرح «کنترل ذهن» صهیونیست ها واقع نگردند.

 

 

لیست فیلم های شیطانی هالیوود در ادامه مطلب



برچسب‌ها:
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دو شنبه 2 دی 1392برچسب:, توسط alireza afshar

مقدمه
 

بی گمان یکی از تاثیر گذارترین ابزارها برای نفوذ در افکار، رسانه های دیداری – شنیداری است که از آن به سینما نام می بریم . عنصر اصلی سینما تصویر است که جایگاه ویژه ای در سیستم فکری و روانی انسان دارد. از دیدگاه روانشناسان هر تصویر معادل هزار کلمه است در حالی که نیم کره راست مغز انسان را مخاطب قرار می دهد و نیم کره راست محل ضبط، ثبت و دریافت اطلاعات شهودی است. اگر ما پنج حس خود را پنج دروازه روح بدانیم، برای ارتباط با پدیده های پیرامون خود در هر شبانه روز ۷۹ درصد اطلاعات را از چشم یعنی از طریق تصویر به دست می آوریم این در حالی است که کنش انسانی محصول دریافت های شهودی است تا دریافت های عقلانی. دریافت های عقلانی در قلمرو چون و چرا و نقد قرار می گیرند، اما دریافت های شهودی این گونه نیستند چرا که در حیطه علم حضوری اند و علم حضوری کمتر مورد چون و چرا و نقد قرار می گیرد . پس هنگامی که مکانیزم دریافت انسان، تصویر محور است، طبعاً سینما در مقایسه با سایر رسانه ها موفق تر عمل می کند. می توان گفت که از میان هنرها سینما در مخاطب شناسی خود موفق ترین بوده است. چرا که سینما منطبق با سیستم ادراکی انسان عمل می کند ؛ یعنی نوعی همخوانی با سیستمی که انسان بر اساس آن خلقت یافته است، دارد. به همین علت است که گرایش و تأثیر پذیری بالایی را نسبت به فیلم های سینمایی در سراسر جهان شاهدیم. در اصل سینما فصل مشترک انسان ها را در نظر می گیرد . فصل مشترکی که در دریافت ادراکی آنها یک سیستم واحد دارد و براساس آن سیستم واحد عمل می کنند و همه اینها نشان دهنده قدرت تصویر است. شاید یکی از دلایل این قدرت این باشد که سینما و تصویر این توانایی را در ذات خودش دارد. این مسأله به سینما برنمی گردد چرا که سینما تنها توانسته مکانیزم ادراک انسان معاصر را کشف کند. پس بهتر است پدیده سینما را یکی از خلاقیت های انسان معاصر در جهت دستیابی به قدرتی تازه بد انیم. خلاقیت انسان معاصری که توانسته این سینما را چنان برنامه ریزی کند که مطابق سیستم کنش ادراکی انسان باشد. وقتی در سال ۱۸۹۰ سینما اختراع شد، بسیاری آن را جدی نگرفتند . اولین فیلمی که در منظر عمومی به نمایش درآمد با نمایش ورود قطار به ایستگاه، مردم را با تصور اینکه قطار از روی آنها رد خواهد شد با وحشت از سالن سینما فراری داد .در آغاز سینما کاملاً تفننی تلقی می شد. با آمدن ژرژ ملییس فرانسوی که شعبده باز نیز بود تخیل وارد سینما شد او به نوعی بنیانگذار خیال سینمایی بود . آرام آرام در دهه ۲۰ و ۳۰ سینما تولدی دوباره می یابد و در اینجاست که می توان قدرت تسلط بر افکار عمومی را دید. بنیان غرب در فضای دموکراسی بر تحت الشعاع قرار دادن افکار عمومی است و در واقع فضای دموکراسی، فضای زیست بوم جمعی و ابزاری در راستای سلطه به افکار عمومی است، در این میان، سینما تأثیرگذارترین بوده زیرا که اولاً سیستم ادراکی انسان را به بهترین نحو تحت تأثیر قرار می دهد و دوم اینکه انسانها یک ذهن قصه پذیر دارند. یکی از عللی که در فرایند یادگیری کودکان از قصه بیشترین استفاده را می کنند، این است که قصه مفاهیم را جزیی می کند و فضا را از آن کلیات تجریدی خارج می کند. همه ما در دوران کودکی حس خیال پروری بسیار گسترده ای داشته ایم. اکنون در بزرگسالی با پدیده قدرتمندی روبرو می شویم که نه تنها این حس را ارضا می کند بلکه افقهای جدیدی را هم تعریف می کند و با نوستالوژی دوران کودکی ما گره می خورد. مضاف بر اینکه عنصر روایت باعث تمرکز در موضوع نیز می شود . در حالی که سخن گفتن یک طرفه و یا پرداخت مفاهیم تدریجی سبب می شود که شما عملاً از آن سیستم ادراکی متمرکز فاصله بگیرید، از همین طریق سینما خیلی سریع به یک عامل قدرتمند تبدیل شد.(۱) و صهیونیست ها اولین کسانی بودند که از این سیستم قدرتمند برای القای تفکر خود به جهانیان به کمک اسطوره سازی در سینما، استفاده کردند.
 

 

 

بقیه در ادامه مطلب



برچسب‌ها:
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دو شنبه 2 دی 1392برچسب:, توسط alireza afshar